افغان لتر

در کنفرانس دوم بن تصمیم اساسی اتخاذ نمی شود
نویسنده : حبیب الله آریا - ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ آذر ،۱۳٩٠

قرار است این روز ها کنفرانس دوم بن برگزار گردد. مردم افغانستان که از گرسنگی و نا امنی به ستوه آمده اند، توقعات معجزه ای تمنا می کنند، و این روز ها با اشتیاق خبرهارا دنبال می کنند. اما واقعیت آنست که این کنفرانس وسیله ای هست برای اغفال اذهان عامه از مشکلات و تصمیم ها، قراردادها و پیمان های که درخفا گرفته شده است.

در این کنفرانس دو گروه توقعات و برنامه های مشخص دارند؛ یکی آنهاییکه دولت و امکانات کشوری را بصورت انحصاری در دست گرفته اند و دیگری آنهاییکه از قدرت بیرون رانده شده اند و از ثروت و امکانات کشوری کمترین بهره را نمی برند.

گروه اول که قدرت و ثروت را در اختیار دارند به فکر ابقا ی تسلط قومی و زبانی در کشور هستند و در این راستا با کشورهای منطقه و جهان پیمان های نا سنجیده (یوانه وار)بسته اند. اماگروه دوم درمانده هست ومتمرکز شده اند تا دولتی هارا تحت فشار قرار دهند و قدرتمندان جهانی را راضی بسازند که در قدرت و ثروت کشوری شرکت داده شوند.

گروه دوم معتقد هستند که تمامیت ارصی افغانستان ترک برداشته ودرخطر فروریزی هست. درهمین راستا هست که پیمان های مخفی (محرم) با کشورها می بندند تا تسلط قومی و زبانی را احیا بکنند وتمامیت ارضی را هم حفظ کنند.

درقبا ل این خواست ( حفظ تمامیت ارضی و استیلای قومی / زبانی ) گروه دولتی صرف خواهان این هستند که چند سال دیگر هزینه های کشوری افغانستان را کشورهای غربی تامین بکنند. این خواست کمترین اجرتی است که این گروه درازای این بازی خطرناک توقع دارند. این بازی را باید خطرناک نام نهاد از آنجهت که  پیمان های محرم همسایه ها را شدیدا می هراساند و آنها رامجبور میسازد با تمام امکانات در ناکامی کابل برنامه ریزی کنند.

گروه دولتی براین باور رسیده اند که افغانستان باید نقشی را بازی کند که در دهه 80 میلادی پاکستان ایفا کرد یعنی سکوی نا امنی سازی کشورهای منطقه (آسیای میانه، جمهوریت های فدراتیف روسیه، پاکستان، ایران و سین کیانگ چین)


comment نظرات ()
مرگ بن لادن پیروزی علم بر خرافات بود
نویسنده : حبیب الله آریا - ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳٩٠

القاعده در گوشه ای خزیده بود و دیگر نمی توانست هر جا که بخواهد ، هر تعداد از انسانها را بکشد. اما جهانیان آسوده خاطر نبودند. سیاستمداران و نهاد های امنیتی بیشتر از عوامِ مردم نگران از حمله تروریستی غیر قابل پیش بینی توسط اعضای گروه تحت امر بن لادن بودند. سکوت و انزوای القاعده به معنی نابودی این گروه ضد انسان نیست؛ در صورت مساعد شدن شرایط مار خفته  و زخم خورده میتوانست بیگناهان بیشماری را ببلعد.

روز دوم ماه می خبر کشته شدن اسامه بی لادن توسط کماندوهای امریکا در پاکستان تیتر روزنامه ها، دیگر رسانه ها و موضوع بحث همگانی بود. عده ای بخصوص جهان سومی ها نمی پذیرفتند که بن لادن کشته شده باشد. اما نمی توانستند واقعیتی را که همه انسان های واقع بین جشن گرفته بودند، کم ارزش جلوه دهند. عده ای زمان اعلان این خبر را دلیل واقعیت نداشتن آن میدانستند دال بر اینکه سوژه خبری / ژورنالیستی هست جهت ذهنیت  سازی به نفع این و  یا آن. این استدلال ضعیف است. بن لادن در این زمانی مورد حمله قرار گرفت، که دولت های پاکستان و امریکا به توافق رسیدند (شاید هم پاکستان چاره ای جز موافقت نداشت).  

دراین هیاهوی خبری سه موضوع نباید از نظر دور بماند

1. راضی شدن پاکستان به این اقدام امریکا با چه توافقی و تحت چه شرایظی صورت گرفته است چون آقایی مارک گروسمن معتقد هست که با طالبان مذاکره شود و برای پاکستان نیز سهمی در شکل دهی سیاست افغانستان داده شود.

2. آیا پاکستانی ها برای دستگیری و یا کشتن دیگر اشخاص کلیدی القاعده هم همکاری خواهد کرد. با کشتن سه یا چهار تای دیگر از این خونخواران ترس بر اندانم پیروان دگم و فانتیزیست شان مستولی خواهد شد و بر ایمان داری شان تجدید نظر خواهند کردند.

3. حساب القاعده را باید از طالبان جدا دانست. طالبان درراستای سیاست های هژمونی و تهاجم فرهنگی سلفی / سعودی عمل می کنند؛ آنچه که منافع غرب نیز در آن نهفته است. در حالیکه القاعده جریان نفت خاور میانه را میخواهد مختل بسازد.

مرگ بن لادن حادثه بزرگی است که برای مردم افغانستان پیامی روشن دارد و آن اینکه

نصر من الله والفتح قریب از طریق باور و ایمان خرافاتی محقق نیست. صرف علم، تکنالوژی درهمه عرصه ها هست که پیروزی را رقم میزند.

قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست       قومی دیگر حواله به تقدیر می کنند


comment نظرات ()
Americans should pay attention
نویسنده : حبیب الله آریا - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ،۱۳٩٠

 تعداد کثیری از مردم عقب دکه صف بسته بودند تا روزنامه بگیرند. غیر معمول بود. من هم ایستادم. دست دراز کردم و روزنامه ای گرفتم. تیتر بزرگ روزنامه " بن لادن کشته شد" . باور نکردنی بود. با خودم گفتم " سوژه ژورنالیستی و خبرگزاری ها جهت گرم کردن بازار خبر خواهد بود". زمانی که دیدم " باراک اوباما طی نطقی کشته شدن اسامه بن لادن را اعلان کرده است، مراواداشت که مطلب را بخوانم. 

خبری خوشایندی بود و از درون شادم ساخت. این شادی توام با حیرت در چهره اکثریت کسانیکه در ایستگاه قطار منتظر قطار بودیم هویدا بود.

خبر بزرگیست و روزی بزرگی است؛ کسی که کودک دوازده ساله را با بمب در کمر اش جهت عمل انتحاری می فرستاد، خودش راهی جهنم بود. 

اما این خبر بزرگ میتواند سویی استفاده سیاست مدار ها قرار گیرد و از واقعیت های سیاسی موجود که هزاران اسامه پرورش خواهد داد بشر را غافل سازد. 

درشمال افریقا و خاور میانه دولت های سیکولار با شورش های گسترده مواجه هستند، اما کولت های اسامه پرور مخالفت ها را در نطفه خفه میکنند. وقت آن رسیده است که سیاست مدار های امریکا و اروپا با مردم شان صداقت داشته باشند و درمورد ساخت مذهبی و ساسی کشورهای عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی و حتی پاکستان صادقانه صحبت کنند و خواستگار تحولات اجتماعی و سیاسی در این چهار کشور گردند، در غیر آن باز هم اسامه ای بازسازی خواهد شد و هزاران فقیر امریکایی بنام سرباز در جنگ با محصولات عربی همانند اسامه شاید با نام متفاوت کشته شوند.


comment نظرات ()
از سقوط دیوار برلین تا طغیان رود نیل
نویسنده : حبیب الله آریا - ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٩

درسالهای دهه هشتاد میلادی مردمان تعدادی ازکشورهای اروپای شرقی ازحاکمیت اردوگاه سوسیالیزم شوروی، از بی رمقی و فرسودگی کشور های شان به ستوه آمده بودند. صدایِ نمیخواهیم کمونیزم؛ تغییر؛ آزادی و دموکراسی از هر گوشه این کشورها محسوس بود؛ اگر چه بنا بر حاکمیت دیکتاتوری کور و بی ملاحظه مجال برآوردن و شنیدن این صدا وجود نداشت.

 این نارصایتی به اضافه تشویق ها و کمک های پیدا و پنهان موسسات غربی مثل فریدم هَوزو.... اروپای شرقی را به طلیعه آزادی و دموکراسی رساند. اقتصاد این کشورها در مقیاس کلان دست آوردهای زیادی داشته است، اگرچه انسان های بسیاری حمایت های دولت ها را از دست داده اند و اکثریت شان در کشور های غربی به دنبال ظرف شویی و خانه پاکی آواره شده اند. تنها دو میلیون لهستانی در بریتانیا در جستجوی زندگی مرفه می گردند.

این روز ها تلویزیون های غربی بر شعار های از قبیل " دون ویت دیکتاتور" فوکس میکنند. به این معنی هست که درکنار فریدم هوس ها، رسانه ها هم میخواهند در سقوط رژیم های کشورهای اسلامی که چند دهه گذشته دوستان کشورهای غربی بودند، سهم شایسته ایفا کنند.

اوضاع نگران کننده هست. بوی توطءه به مشام میرسد که جهت راضی ساختن مسلمان ها(ی رو سری پسند و حجاب مدار)، غرب تصمیم گرفته تا زمام امور این کشورهارا به دست اخوان المسلمین ها بسپارند تا د رکنار این که بتوانند طی چند دهه آینده مردم رااز حکومت های اسلامی و عدم موفقیت شان مایوس بسازند(آن سرخوردگی که در ایران دیده میشود این روزها)، و از طرف هم رقیب بیافرینند مقابل القاعده.

به این امید که مردم مصر در این دام گرفتار نشوند و طغیان کنند و دیکتاتورها و حکومت های اسلامی و خواب گرایی های غیر عملی و ناممکن شان را رد کنند.


comment نظرات ()
افغانستان سربرنیتسا بزرگ خواهد شد اگر...
نویسنده : حبیب الله آریا - ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٩

ورزنامه ایندِپندِنت از ارایه سندی در کنفرانس کابل توسط حامد کرزی پرده برداشته است. این سند  به دپلومات های 70 کشور فرستاده شده است و " منتشر نشود" علامت گذاری کردیده است. روزنامه ایندپندنت نوشته است که که روی این سند توافق جامعه جهانی حصول گردیده است. دراین توافق نامه  آمده استکه نیروی های اءتلاف در 2011 خروج نیروهایش از افغانستان را آغاز خواند کردوتا 2014 به پایان خواهد رسید.

دراین سال ها مجاهدین به حاشیه رانده شدند و طالبان تلفات عظیمی متحمل گردیده اند. خروج نیرو های خارجی به معنی سپردن افغانستان بدست این کفتار های زخمی هست. در قدم اول مجاهدین کتله روشنفکری تازه شکل گرفته را با بیرحمی قتل عام خواهند کردند و با عقب نشینی جهادی ها و تسلط دوباره طالبان به 70! درصد خاک کشورکه این بار سریع خواهد بود منجر به قتل عام هادر نیمه شمالی افغانستان خواهیم بود به خصوص هزاره ها و ازبک ها در معرض پاک کاری قومی و نابودی کامل قرار خواهند گرفتند.

عمق فاجعه قابل پیش بینی نیست اما ترکیب طالبان اعم از ملی گرایان و مذهبی ها نشان ازآن دارد که تحریک طالبان مست از شکستن امریکا و بهره گیری از تکنوکرات های که در کابل تجمع کرده اند به پاک کاری قومی، زبانی، مذهبی و نژادی گسترده دست خواهند زدند که با تلفات انسانی جنگ دوم جهانی قابل مقایسه خواهد بود. 


comment نظرات ()
عکس العمل احساسی بر اساس درماندگی و دل شکستگی
نویسنده : حبیب الله آریا - ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٩

این روز ها گفته های آقای کرزی، که گفته بود مداخله ویرانگر خارجی ها لایحه پیشنهادی (یا در اصل حکم حکومتی ) اورا از تصویب بازداشت خبر غیر منتظره  ای بود. دیدار کرزی با بزرگان ولایت قندهار به تعجب مردم افزود. آقای کرزی در این دیدار گفت "بدون اجازه و موافقت آنها عملیات نظامی در قندهار صورت نخواهد گرفت."

شاید همه افغانها و آنهاییکه تحولات افغانستان را پیگیری میکنند این سوال را از خودشان پرسیده اند که آیا کرزی ایکه در نتیجه لشکرکشی امریکا به افغانستان از گمنامی به شخص اول کشور و شخصیت مشهور جهانی بدل شد در زمان مناسب روحیه استقلال طلبی را در خود زنده ساخته است و میخواهد افغان ها را نیز به این موضوع متقاعد بسازد؟

جواب به این سوال نزد همگان منفی است. چون کرزی نه به قواعد بازی با قدرت های بزرگ آشنا هست، که بتواند سکان کشتی استقلال به اسارت رفته ی افغانستان را از دست اشغالگران بقاپد وبه دست صاحبان اش بسپارد و نه این تمایل را دارد. مصروف بودن اعضای خانواده کرزی در به انحصار کشیدن اقتصاد افغانستان ودادوستد کرزی با رهبران بدنام کشور و حکومت های کشورهای همسایه نشانه های هستند که به این سوال جواب منفی ی همگانی را به بار آورده است.

سوال دوم که مطرح میگردد این است که پس کرزی چرا اینطور گپ میزند. همانطور که اشاره شد کرزی سیاستمدار و آشنا با قواعد بازی دیپلماتیک بین المللی نیست. کرزی تحت تاثیر استادان نا مریی و غیررسمی خودش مثل هواداران شاه سابق، احدی، اشرف غنی و... از نشست استراتیژیک پاکستان و امریکا که در آن نظامیان پاکستان نیز حضور داشتند به عکس العملی دست زده است که درماندگی و دل شکستگی این گروه و کرزی را باز تاب میدهد.  


comment نظرات ()
تنوع فرهنگی و زبانی درافغانستان
نویسنده : حبیب الله آریا - ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸۸

تنوع زبانی و فرهنگی افغانستان را حفظ کنیم

برطبق روایت افسانه ای گفته میشود که ابراهیم جهت اثبات وفاداری و اثبات باوراش خواست یگانه فرزند اش را به درگاه الله قربانی کند. افغانستان کشوری است متشکل از مردمانی دارای زبان و فرهنگ های متنوع. بنا به سابقه تاریخی و فرهنگ کهن افغانستان را نباید شبه کشورهای اروپایی تک زبان و تک فرهنگ بسازیم. این زبان و فرهنگ را بیشتر از فرزند شان مردم پاس میدارند. تجارب تاریخی گواه ادعا هست.

این عنوان زننده درتداوم افدامات کریم خرم و بحث نمایندگان به اصطلاح پارلمان افغانستان در مخیله ام خطور کرد و لازم دانستم بنویسم تا اشتباه نکنند آقایون که عربها که طالبان را مثل کاندوم فرهنگی مورد استفاده قرار میدهند بعد از نابودی زبان وفرهنگ فارسی به سراغ دیگر زبان ها و فرهنگ نیز میروند و قربانی فرهنگ ها و زبان ها عرب هارا پرتوقع میازد.


comment نظرات ()
دور دوم انتخابات و انصراف ناگزیر عبدالله
نویسنده : حبیب الله آریا - ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ آبان ،۱۳۸۸

بنا بر نبود رسانه های ملی  کارآمد و حرفه ای درافغانستان، کار اطلاع رسانی ناقص هست. مردم صرف اخبار حاشیه ای را می شنوند، ازجریان های اصلی کشور مطلع نمیگردند. رسانه های بین المللی نیز به انعکاس، فلان کس چنین گفت و بهمان کس چنین، اکتفا کرده اند.

این محافظه کاری رسانه ای در مورد انتخابات ریاست جمهوری افغانستان نیز اعمال گردیده است. هیچکس به طور قطع  استدلال نکرده است که که اختلاف اصلی بریتانیا و کرزی بر سر چیست. امریکایی ها گفته اند که اداره و شخص کرزی بی درایت هستند و پول های امریکا حیف و میل شده است.

انگلیس ها نتوانسته اند نارصاتی شان را را با صراحت امریکایی ها بیان کنند، اما امریکایی ها هم همه چیز را نگفته اند. دردوران حکومت نیومحافظه کاران امریکا، که همزمان با حادثه یازدهم سپتمبر گردید، افغان های سهام دار درشرکت های نفتی و افغانهای که در نهاد های بین المللی صاحبِ منصب و شهرت بودند، مورد تایید آقای چینی بودند. بناً مطرح شدن کرزی به حیث رییس دولت مؤقت و سفیر شدن خلیل زاد درکابل اتفاقی نبود.

این منصب داران و سهام داران افغان روسای جمهوری خواه خودرا درامریکا متقاعد ساختند که پاکستان نمیتواند شریک مورد اعتماد باشد در عوض افغانستان را برای این شراکت معرفی کرده بودند. با توجه به معاهدات بزرگی که امریکا درآن زمان با هندِ درحال ظهور به حیث یک قدرت اقتصادی بست این احتمال استنباط میگردد که جهت راضی ساختن هندِ در حال ظهور، جمهوری خواهان نیز به نشانه تایید سر تکان داده بوده اند.

اما فشارهای پاکستان در عرصه نظامی با گرد آوری طالبان متفرق و سازماندهی  مجدد این تحریک، ودپلماسی  پاکستان، تلاش افغان های را که قصد داشتند پاکستان را کنار بزنند تا موقعیت استراتیژیک پاکستان را ازآن افغانستان بسازند، عقیم ماند. همراهی انگلیس ها با پاکستان به خاطر نگرانی از تغییر در معاهده دوراند منعقد درسال 1893دپلماسی پاکستان را به بار نشاند و نیت پوشیده افغان های بین المللی را، که همانا الغای قرارا داد نامبرده بود، در مخیله شان دفن کرد. 

پاکستان و انگلیسِ آگاه از نیت شوونیستی افغان های بین المللی خواستند کرزی خیال پرداز و اطرافیانِ بلند پرواز اش را ازصحنه دور بسازند. فشار های پاکستان باعث گردید که خلیلزاد به حیث سفیر به عراق منتقل گردد و احدی و اشرف غنی مجبور ساخته  شدند که استعفا دهند. اما کرزی مقاومت میکند. با صیقل دادن مهره های سوخته مثل محقق، فهیم، دوستم، اسماعیل خان... و تقلب درانتخابات میخواهد با چنگ و دندان کرسی ریاست جمهوری را برای خود حفظ کند.

ازجاییکه عبدالله هم به دلیل تعلقات منطقه ای، زبانی و فرهنگی اش نمیتواند شخص مورد اعتمادِ انگلیس، پاکستان و عربستان سعودی باشد؛ کرزی این شانس را دارد که برای یک دوره دیگررییس جمهور باشد. فشار های انگلیس و پاکستان با سرپا نگهداشتن عبدالله تا چند روز دیگر به حیث حریف بالقوه میتواند کرزی رابه یک رییس جمهور تابع ، حرف شنو و دستور بگیر از انگلیس، پاکستان و سعودی بدل سازد. خواسته اول این گروه از کرزی این خواهد بود که تاریخ داود خانی را تکرار نکند و جهت انتقام از غرب به روسیه و ایران پناه نبرد.

 قراین، احتمالات یاد شده وبه قدرت ماندن کسانی که یکبار از تقلب جلوگیری نکرده اند، عبدالله خسته و ناامید را به خودکشی سیاسی سوق دادو از رقابت کنار رفت.  


comment نظرات ()
تغییر نگرش تاکتیکی دولت امریکا در قبال کرزی
نویسنده : حبیب الله آریا - ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ بهمن ،۱۳۸٧

آقایی ریچاردهولبروک، نماینده ویژه اوباما_ رییس جمهوری ایالات متحده امریکا ،درکنفرانس خبری درکابل اعلان کرد که دولت متبوع اش از کرزی حمایت میکند.

این خبر ارآنجهت تامل برانگیز هست که در ماه های گذشته انتقاد های زننده هردو جناح ازهمدیگر ازاختلاف عمیق میانِ شان حکایت داشت.امریکایی ها دولت و شخص کرزی را مسوول ناکامی در سالهای گذشته میدانستند و کرزی علنا تهدید میکرد که درصورت عدم تمایل امریکایی ها در برآورده ساختن خواسته هایش به کشور های رقیبِ امریکا ازجمله روسیه مراجعه خواهد کرد.اما هیچگاه از نامه ارسالی کرزی به اوباما شنیده نشده بود. درآستانه سفر آقایی هولبروک به خبر این نامه انتشار یافت و موافقت امریکابا استراتژی جدید امنیتی طرح شده از طرف کرزی اعلان گردید.

در این خیمه شب  بازی ،بازیگران از جدیت تهدید ها ی حواله شده علیه هم نگران بودند. کرزی به روشنی میداند که با حضور هزاران سربازو کارشناسان امریکایی چرخاندن سیاست افغانستان به نقطه مقابل ختمِ حتم عمر کوتاه سیاسی او است. امریکایی هارا نیز  چرخش های سیاسیِ بیخردانهِ  سیاستمداران افغان در گذشته نگران میساخت.

کرزیِ آشفته با فرستادن یک نامه خواست تهدید را به همکاری بدل سازد و ظاهرا تیر اش به هدف اصابت کرد.امریکایی ها خواستند با کنار گذاشتن سرزنش کرزی وقت بخرند و این مهره را در صورت امکان به موقع مناسب از بازی برون پرت کنند.کرزی امیدوار هست که بعداز گسیل شدن نیروهای تازه نفس غربی و تلاش بیشتر درتامین امنیت در چند ماه باقی مانده به انتخابات ریاست جمهوری وجهه مردمی کسب کندو نفوذامریکارا در مقابل یک شخصیت ملی! به چالش فرخوانَد.در مقابل امریک میخواهد وقت بخرد و مهره جدیدی را کاریزما ببخشد و آزموده را دوباره نیازماید.


comment نظرات ()
باز هم نبود تخصص سیاست گذاران امنیتی و نظامی درچهارشنبه خونین هویدا شد
نویسنده : حبیب الله آریا - ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸٧

رزو چهارشنبه 23بهمن1387عده ای از افراد مسلح ادارات دولتی رادرپایتخت کشور به رگباربستند ووحشیانه تلاش میکردند تا شمار قربانیان خودرا افزایش دهند.اگر چه افرادموظفِ امنیتی شجاعانه برروی این دیوهاایستادندودرنهایت وحشیان ددمنش راازپا درآوردنداماغفلت ِسیاستگذارانِ ِامنیتی ونظامی درهفت سال گذشته در جلوگیری از این حادثه خونین نگران کننده هست از این منظر که دیوهای مذهبی با آگاهی و بهره گیری از این غفلت در آینده نیزبه  کشتن افراد غیرنظامی دست خواهند زدندتاوحشت آفرینی کنند و امتیاز توقع کنند.

روز جهارشنبه مهاجمین به حد اکثر هدف های از پیش تعیین شده خود دست یافتند و به روی دولتی ها و رهبر دولت تف انداختند.

باغفلت روزافزون سیاست گذران که  ثروت اندوزی برای شان وقت نمیگذاردتا به وظایف شان رسیدگی کنند اعمال دحشت افگنی نظیر چهارشنبه خونین اعجاب برانگیز نیست اما دقت عمل مهاجمین که ناشی از خلا امنیتی شهرکابل بود ارمغان سرافکندگی و شرمساری برای سیاست گذاران هست که توقع میرود با کناره گیری از سمت های شان از مردم عذرخواهی کنند و به خانواده های داغدیده ادای احترام کنند.

دقت عمل مهاجمان گویای این واقعیت هست که طراحان این حملات باید متخصصین و کارشناسان ورزیده بوده باشند و بدون انصراف از سیاست های کلان خصمانه اعلان نشده دو کشور افغانستان و پاکستان علیه یکدیگر امکانات و فرصت هارا همانند هفت سال گذشته هدر خواهد دادومردم دو کشور با خون و آبروی شان هزینه این لج سیاسی-غیرتی را می پردازند.

از آغاز تشکیل پاکستان دولت های افغانستان ادعا کرده اند که پاکستان دولت جعلی هست و محکوم به فنا. این ادعا شاید هم دروغ! آنقدر تکرار شده است که تقریبا همه روشنفکران و تحصیلکرده ها آن را پذیرفته اند انگار در لوح محفوظ نیز نوشته شده باشد. اگر ازاین حسِ فنا پذیری پاکستان گریبان تعقل ِخودرا رها کنیم به این واقعیت باید اعراف کنیم که:

پاکستان دروضعیت به مراتب بهتر از افغانستان قرار دارد.

پاکستان درسال گذشته 8درصد رشد اقتصادی داشته است این درحالی است که بودجه یکسال افغانستان فقط یک میلیارد دالر هست.

پاکستا ن درراستای ِ سیاست ِ جهان گشایی اعراب به رهبری عربستان سعودی جایگاه کلیدی یافته است وعربها درقبال این خدمت ِپاکستان به حیث حلقه اتصال میان پاکستان و غرب عمل میکنند .هرچند غربیها ازپاکستان نگران هستند ولی درازایی خدماتِ شایان ِپاکستان به هژمونی عربی که درراستای امپریالیزم سرمایداری قرار دارد این کشوررانورِدیده میدانند.

افغانستان تحت پوشش شوروی سابق و هند به احزاب تجزیه طلب پاکستان پناه داده بود و امروز نیز افغانستان درسیاست خارجی اش جایگاه کلیدی به هند اعطا کرده است .طبیعی هست که این مسله پاکستان را نگران میسازد. دولتی های افغانستان کشور را به تخت خیز احتمالی هند بر علیه پاکستان بدل ساخته اند.

پاکستان نیروی تحصیل یافته دانشگاه های معتبر جهان در رشته های اقتصادی ، حقوقی،سیاسی ، نظامی ،امنیتی و... دراختیار دارد. این درحالیست که اکثر تحصیل یافته های افغانستان یا کشته شده اند یا پیروفرسوده شده اند.

تلاش ِ من اینست که نشان دهم چهارشنبه خونین یک واقعه ای است که مادر آن بی اعتمادی میان دو کشور هسایه است و تنها راه جلوگیری ان  اعتماد سازی هست و به روشنفکران توصیه میکنم (نه به دولت  ِکله خر)که خواب فنا پذیری پاکستان را حد اقل درشرایطی که افغانستان در مقام هیچ هست از سر بیرون کنند.


comment نظرات ()
← صفحه بعد